تبليغاتX
اهل گرگان(اصلیتش یساقی)

اهل گرگان(اصلیتش یساقی)

        

دیدم وبلاگم داره خاک میگیره.گفتم بهتره یه چیزی بنویسم.میلاد حضرت علی(ع) بهانه خوبی بود.امسال باید این روز رو بیشتر گرامی بداریم و بر زخمهای مولا که از جاهلان زمانه مورد هجمه قرار میگرد ، مرحم بگذاریم.چون این کفار به مظلومیت علی (ع) رحم نکردند و ایشون رو هم مورد اهانت قرار دادند.خدا همه آنها را به سزایشان برساند.(آمین)

همیشه برام سئواله که اینا اگه مسلمان هستند و علی(ع) را قبول دارند،پس چرا روایاتی که در فضل علی(ع) اومده رو توجیه و رد میکنند و یه سری روایات جعلی که در مذمت مولی(ع) اومده رو قبول و روش تاکید میکنند؟فتأمل

بگذریم.برای من این روز بهترین روز سال هستش.چون که درست در چنین روزی مکه بودم.شاید خدا خواست کاری کنه که من هرگز مکه رفتنم رو فراموش نکنم.جاتون خالی و آرزو میکنم که همه برن اونجا رو ببینن.شب ولادت تو هتل مجلس جشنی برگزار شد.نه هتل ما،بلکه همه هتلهائی که ایرانیا توش اقامت داشتند.هتلها مثل گلهای رز قرمزی بودند در کنار چشمه ای زلال(مسجدالحرام) توی کویر برهوت که زیبائی خاصی داشتند.اونشب خاطره دیگری هم دارم  و اینکه به سئوالی جواب دادم و برنده شدم.در آخر مراسم اونائی که اسمشون علی بود روقرعه کشی کردند ودوباره من جائزه گرفتم.من که اصلا تا حالا تو عمرم برنده نشده بودم یهو دوبار .......وای .

گاهی اوقات که تو مسجدالنبی یا مسجدالحرام مینشستم،عربها باهام هم صحبت میشدم.چون منم کمی عربی بلد بودم خوششون میومد.اوائل فکر میکردم همه سعودیها از ایرانیها بدشون میاد،نگو که فقط شرطه ها و روحانینونشون نسبت به ایرانیها تعصب دارند.حتی بعضی اوقات که میفهمیدن  ایرانی هستم ، بعد نماز دست میدادند و < تقبل الله > میگفتند.کاری که بین خودشون مرسوم نیست.یا وقتی دعا میخوندم از لفظ(التماس دعا) استفاده میکردند که برام جالب بود.

    از خدا میخوام که به حق علی (ع) قسمت ما بکنه که بریم نجف و مکه و مدینه.

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 12:13  توسط علی   | 

مکان تفریحی در کنار آببندان یساقی در حال احداث میباشد.این طرح که از طرف دهیاری روستا و با همکاری سازمان گردشگری در حال ایجاد میباشد،عبارت است از فضای سبز کوچکی و چند آلاچیق و قایق تفریحی.همانطور که مشهود است اهالی از این طرح استقبال کرده و از ایجاد آن خرسند هستند.

                              

هر چند مکان زیبای آببندان در کنار تپه باستانی باآن چشم انداز قشنگش دیگر نیازی به این موارد ندارد.

  

هر روزه ده ها تن از مردم روستا برای گرفتن روحیه تازه به این مکان میآیند.حتی در روزهای تعطیل افراد غیر بومی هم مشاهده میگردند.ولی انچه که قابل ذکر میباشد،درخواست از مسئولین برای اجرای سریع طرح هادی روستا که در ابتدای ورودی یساقی به سمت بندرترکمن در حال اجرا است میباشد.این طرح شامل بلوار،سنگ فرش پیاده روها،نصب چراغ و پل عابر پیاده میباشد.هر چند این طرحها برای روستای بزرگی مثل یساقی ناچیز میباشد.چون روستاهائی هستند که از یساقی کوچکتر و از لحاظ موقعیتی پائین تر ،ولی به همت مسئولین،تبدیل به شهر گردیدند.مثل سرخنکلاته.پس در مرحله اول حق یساقی میباشد که از روستا به شهر ارتقا یابد.متأسفانه با سهل انگاری مسئولین روستا یساقی از خیلی امکانات و بودجه ها محروم میگردد.تا جائی که این نگرانی وجود دارد که این حق به روستای تابعه ، دنگلان واگذار گردد.

به امید روزی که پیشرفت یساقی را ببینیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 0:12  توسط علی   | 

        

مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام(ره) و هشتمین یادواره 42 شهید روستای یساقی برگزارگردید.حدود چند سالی میباشد که این دو مراسم بطور همزمان و در یک شب توسط بسیج روستا و با همکاری اهالی محترم ، بالاخص خانواده محترم شهدا برگزار میگردد.در آغاز قرآن تلاوت گردید.بعد از آن گروه موزیک ، سرود ملی و آهنگ فراغ حضرت امام(ره) را نواختند.مجری برنامه شروع به ذکر دکلمه کرد.تقریبا همان شعرهای پارسال.چون همان مجری پارسال رو دعوت کرده بودند.خوش آمدگوئی توسط آقای اسفندیاری، روحانی محل ودر ادامه ذکر مقاله توسط فرزند جانباز شیمیائی حاج صادق روشنی.در ادامه آقای شاهچراقی افاضه فرمودند و از خاطرات جنگ و رشادتهای شهیدان و رزمندگان گفتند که همه هم راضی بودند.برنامه بعدی مداحی توسط یکی از ذاکرین اهل بیت(ع).

در کل مراسم خوبی بود ولی باز انتقادهائی رو داشت که چند مورد رو ذکر میکنم.اول اینکه چرا مجری رو از روستا نگرفتند و مجری که پارسال اومده بود رو دعوت کردند که کمی تا قسمتی جمله ها و شعرهاش تکراری بود.دوم اینکه مراسم برای یادواره شهداء بود و ذاکر مقاله رو از بین خانواده شهداء انتخاب میکردند،بجاتر بود.هر چند جانبازان هم روی سر همه جادارند وهمه ما به آنها افتخار میکنیم.سوم با اینکه مجری این مراسمات خود بسیج بود،متأسفانه حضور آنها کمرنگ بود بجز 2 یا 3 نفر که همه کارهای مربوط به تدارکات و آماده سازی مسجد رو انجام داده بودند.چهارم  آقای اسفندیاری که برای خوش آمدگوئی آمده بود، کلامش طولانی شده بود و موجب نارضایتی حضار گردیده بود.

موردی که امسال مورد توجه بود ، الصاق پارچه نوشته برای همه شهیدان در خیابان اصلی روستا مبنی بر گرامیداشت سالگرد آن شهید بزرگوار.در آخر جا داره از تمام بانیان مراسم تشکر کنم و آرزوی توفیق روزافزون برای همه آنها.

                      

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 21:36  توسط علی   |